به يادت اشک مي ريزم

تو اما برنمي گردي

 ندونستي که مي خوامت

 ندونستي و بد کردي

 وصيت مي کنم وقتي که مردم

مرا در جمع عاشقان خاکم سپاريد

 به جاي سنگ بر روي مزارم

درخت ليلي و مجنون بکاريد

 دل درد آشنا را در تو ديدم

 تو مي داني خدا را در تو ديدم

 نمدانم که بي تو کيستم من

 اگر روزي نباشي نيستم من

 تو در چشم مني هر جا که هستي

 تو را هر جا که هستي مي پرستم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 14:17 موضوع | لینک ثابت