تبليغاتX
کلبـــــــــــــه عشـــــــــــــــــــق

کلبـــــــــــــه عشـــــــــــــــــــق

دوستت دارم..

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو 

 

سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو

 

 ای کوه پرغرورمن سنگ صبور تو منم

                 

 ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم

 

روشنترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت

 

تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت

 

ای همه وجود من نبود تو نبود   

                  

 ای همه وجود من نبود تو نبود من

                              

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت


شهلا چه بیوفایی

سرداده در سکوتی


آوای بینوایی


پیچد در آسمانها


ناله های جدایی


گوید به من دل من


تا کی در انتظاری


دیگر نمی آید باز


فریاد زبیوفایی


نمانده غمگساری


نمانده آشنایی


ماندم در این تنهایی


ماندم در انتظارت


شهلا چه بیوفایی


شهلای من کجایی


شهلا چه بیوفایی

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در شنبه بیست و سوم تیر 1386 ساعت 23:21 موضوع | لینک ثابت


همه تقديم تو باد

گفتي كه من از طايفه سنگدلانم به خدا نه
يا عاشق اين هستم و يا عاشق آنم به خدا نه
هر جا كه تو رفتي و به هر كس كه رسيدي
گفتي كه من از قوم جدايي طلبانم به خدا نه
چون اهل سكوتم نه اهل هياهو
تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم
پنهان شده در زير سكوتم هيجانم

تقصير ز من نيست ديوانه تو اهل سخن نيست
هر بار دلم خواست تا يك دله باشم
هر بار دلم خواست حرفي زده باشم
ديدم كه همان لحظه گفتن نگرانم
تو تشنه تعريفي و من بسته دهانم

لحظه سوختنم سينه افروختنم عاشقي آموختنم
همه تقديم تو باد
هي نگو حرف بزن يه جهان شعر و سخن
قصه هاي دل من همه تقديم تو باد
شور و حال سازم
گرمي آوازم شعر عاشق سازم
همه تقديم تو باد


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 15:8 موضوع | لینک ثابت


هیشکی مثل من نمیشه

برای تو توی قلبم

 

دیگه حس تازه ای نیست

 

میون دفتر شعرم

 

غزل و ترانه ای نیست

 

دیگه آرزوی من نیست

 

بودن با تو همیشه

 

برو تا یه روز بدونی

 

هیشکی مثل من نمیشه

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 17:26 موضوع | لینک ثابت


غریبی

غریبی سخت مرا دلگیر و زار کرد

 

فلک بر گردنم زنجیر داره

 

فلک از گردنم زنجیر بردار

 

که غربت خاک دامن گیر داره

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 17:22 موضوع | لینک ثابت


ناشناس...

قصه از عشق می خوانم

تو اکنون قصه پرداز منی افسانه ام بشنو

تو اکنون مرحم راز منی افسانه ام بشنو

تو می دانی زمانی کولی دیوانه ای بودم

خوش و سرمست بودم

و فارغ از همه جور جهان بودم

به هر جا خوب رویی بود و دامی داشت

من از دام عشق خوب رویان در هزر بودم

و دایم در سفر بودم

که روزی مرغکی بی جفت بر بام دلم در زد

و با دست محبت بر دلم در زد

نگاهی کرد و آغوش مرا غرق محبت کرد

و من در خواب چشمانش فرو رفتم

در آنجا صد هزار افسانه می دیدم

و هر افسانه را صدها هزار بار می خواندم

قلب من گواهی داد که او تنهاست

که او هم چون تو تنهاست

از این رو قلب پاکم را که تنها هستیم بود

برایش هدیه آوردم و آن را با سرود گریه آوردم

ولی افسوس که تو تنهای تنها نبودی

فکر می کردم تو بودی قصه پرداز دل تنگم

و چون من کولی صحرا نبودی فکر می کردم

از این رو شادمان گشتم برایت شادمانی آرزو کردم

و از سر کوی تو برگشتم

تو گفتی برو به ماهروی دیگری رو کن

برو به شاهروی دیگری خو کن

ولی افسوس که ای زیبا ندانستی که من با حوریان آسمان هم خو نمی گیرم

دلم تنها غریبان بی کسان آوارگان

را دوست می دارد

و هر شب تا سحر در پای آنان اشک میریزد

تو هم گه روزگاری بی کس و بی آشنا گشتی

شکسته خاطره و افسرده و دل مبتلا گشتی

به سوی دشت ما برگرد

برایت باز می خوانم سرود آشنایی را

و از دل می برم افسانه ی تلخ

جدایی را 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 18:32 موضوع | لینک ثابت


وصيت نامه يک مرده باحال

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

- بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

- به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

- ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

- عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

- بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

- كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

- مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

- روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

- دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

- كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

- شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

- گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

- در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

- از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضور يابم قبلا پوزش مي‌طلبم.

- به مُرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

- چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باش

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 18:31 موضوع | لینک ثابت


دل تنگی...

دلت چه جوری اومد بگذری خیلی ساده

 

تنهاش گذاشتی اما دل به کسی نداده

 

هیچ از خودت می پرسی عاقبتم چی می شه؟

 

نه مرده ام نه زنده

 

 زنده بگور همیشه

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت


هرگز نمی بخشمت

گمانم این بود که اگر به دستانت تکیه کنم پشتم به کوه است
 
چه تصور ابلهانه ای،باورم نمیشد که روزی با دست تو بشکنم
 
میگفتی توی این دنیا هر چیز محالی ممکن است.....باورم نمیشد
 
اما دیگر برایم باور شد
 
که بهترین آدمها میتوانند بدترین شوند
 
و تو که روزی بهترین بودی....ناگهان بدترین شدی....
 
چه چیز را میخواهی به رخم بکشی؟؟؟
 
سادگیم را ؟؟؟؟؟؟
 
اما بدان....سادگیم را ساده نگیر
 
باورت کردم....به خیال خامم که تو هم باورم کردی....
 
با تو دنیایی نقره ای ساختم
 
با تو نفس کشیدم....
 
به تو امید بستم.....
 
چه راحت شکستی و رفتی.....
 
چه بی خیال آتش زدی....این دل بی درمان را.....
 
چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم....
 
تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی.....
 
مرا،احساسم را به بازی گرفتی....
 
من بازیچه نیستم.....عروسک هم نیستم،تو به من دروغ گفتی....
 
دروغی بزرگ که منو دوست داشتی ....
 
 
هرگز نمی بخشمت
 
 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 21:53 موضوع | لینک ثابت


در اشتياق پرواز بي آسمان ترينم

 در اشتياق پرواز بي آسمان ترينم
 
         عمري به جرم بودن٫  با خاك هم نشينم
 
            نفرين به چشم هايم٫ اين حفره هاي تاريك
 
      آخر چگونه اي دور؟ بايد تو را ببينم!
 
          اي باغ سبز سيال!آخر بگو چه مي شد؟
 
       نزديك تر بيايي ٫ تا از تو گل بچينم؟
 
         در كوچه هاي ترديد ٫تنها رهايم٫ آيا؟
 
         تقدير بي تو بودن نقش است برجبينم؟
 
  اي اشتياق آبي!با من بمان كه عمريست
 
     در آرزوي پرواز٫ بي آسمان ترينم!
 
 
 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت


حال ِ من ِ بی تو

از دو حال خارج نیست حال ِ من ِ بی تو

می مانم و می مانی
می مانی و می مانم
تا اقتدار عشق را پای بفشاریم.
 Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
حال ِ من ِ بی تو نمی پاید Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
باور کن
بی تو نه مرا حالی می ماند
نه تو را اقتداری.
 Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
انسانم و فراموشکار
پس به یاد آور مرا
که کیستم و چیستم و کجایم
بر آگاهی ام بیافزای
تا بدانم به کجا باید بروم.
چگونه رفتنش را اما
به من بسپار
تا این دست و پا زدن
حتی تا بی نهایت
تنها دلخوشی ام باشد.
 Upgrade your
email with 1000's of emoticon icons
به یادم آور.


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 13:28 موضوع | لینک ثابت


جمله های ...

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
------------ --------- --------- --------
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!
------------ --------- --------- --------
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم

------------ --------- --------- --------
نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني؟ چطوري دوستم داري . نابينا گفت :اگه مي ديدمت ؟ عاشق زيبايت مي شدم . اما حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم..
------------ --------- --------- --------
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه

------------ --------- --------- --------
عشق يعني يک سلام بيجواب.....عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن .............عشق يعني قطره و باران شدن.......................... عشق يعني يک شقايق غرق خون ....................عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!.................... عشق يعني سوز ني آه و شبان ..............عشق يعني معني رنگين کمان

------------ --------- --------- --------
خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
------------ --------- --------- --------
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
------------ --------- --------- --------
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
------------ --------- --------- --------
اسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو
------------ --------- --------- --------
رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني
------------ --------- --------- --------
برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 13:25 موضوع | لینک ثابت


" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">