درباره وبلاگ

چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشـــــــــــــــــــــــــــق........
گهی شاد و گهی غمگینی ای عشــــــــــــــــــــــق.......
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

بسی گفتند : دل از عشق بر گیر
که : نیرنگ است و افسون است و
جاهست !
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است ، امّا !
نوشداروست .
خانه به دوش تو شدم
بنگر که مرا تا کجا کشاندی
عاشق روی تو شدم
تو که جان مرا به لبم رساندی
ای با تو بودن حسرت دیرینه من
ای راز عشقت تا ابد در سینه من
ای با تو بودن حسرت دیرینه من...
از تو بریدن خیلی سخته نازنین
به تو رسیدن خیلی سخته نازنین
از تو بریدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم
به تو رسیدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم...
نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 9:59 موضوع | لینک ثابت
|
نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 ساعت 9:49 موضوع | لینک ثابت
خواننده اي كه تنها با دو آلبوم زيباطرفداران زيادي رو به خودش جذب كرده.
همه بياد داريم هرگاه صحبت از آلبوم نفرين مي شد ، خيلي ها اين آلبوم را خوانده هر خواننده اي مي پنداشتند بجز محسن چاوشي! اما اين خيلي ها اکثريتي بودند که بعلت تبليغات سوء ، شايعات و شايد ضعف تبليغاتي سازندگان آلبوم اينگونه مي پنداشتند ، اما براي طرفداران چاوشي مانند روز روشن بود که هيچ صدايي جز صداي محسن نمي تواند چنين شاهکاري را بيافريند!(قابل توجه بعضي ها) نفرين و کفتر چاهي و ديگر آهنگ هاي آلبوم اصلا هيچ شباهتي به صداي ديگر خوانندگان نداشت! با اطمينان مي توان گفت آن غمي که در انتهاي صداي چاوشي ست در هيچ صدايي نيست و نخواهد بود! و بزودي حقيقت مشخص شد.
هنگامي که در سايت شروع به صحبت از چاووشي کرديم همه او را خوب مي شناختند و همه از آلبوم جديدش مي گفتند، آلبومي که هنوز تنها وعده اش داده شده بود. تابستان 84 تابستان ايده آلي براي طرفداران محسن بود. چرا که آلبومي را که انتظارش را مي کشيدند با نام خودکشي ممنوع منتشر شد.
آهنگ هاي آلبوم خودکشي ممنوع يکي پس از ديگري در اينترنت منتشر مي شد .بالاخره کليپ کامل شد. آلبوم خوکشي ممنوع مانند خورشيدي از پس ابرهاي انتظار بيرون آمد! بلي آلبومي که سالهاي سال نوازش دهنده گوش و جان عاشقان صداي عشق خواهد بود.
امروز پس از گذشت ۳ ماه از انتشار معجزه دوم چاوشي ، همه جا حرف از او و آلبومش است. همين تکرار ها ، بحث ها ، تعريف ها و اسرار ها ست كه او را به يكي از خوانندگان معروف وجوان پسندتبديل كرده است..
به نظر من آلبوم خودکشي ممنوع آلبومي براي تمامي قشرهاي فکري است! مثلا خوانده امام رضا خواست، عشق و دلنواز براي قشر مذهبي جامعه ماست ، آهنگ خودکشي ممنوع براي قشر جواني است که به دليل ناملايمات از ادامه زندگي نااميد گشته و اين کار محسن او را باز هم اميدوار نگاه مي دارد. همچنين بانوي من ، کلاف و ... به همين منوال...
جالب آنست که تنها با گذشت 2 ماه از خوکشي ممنوع بازهم نوعي خواست در چشمان تشنه طرفداران چاوشي براي آلبوم بعدي او ديده مي شود. به حق هرقدر که بيشتر کارهاي محسن و مخصوصا آخرين کارش را گوش مي دهيم بيشتر عاشق صداي بي نظيرش مي شويم.
اينها تعريف و تمجيد نيست! تعارف و بزرگنمايي هم نيست! اينها فقط تبريک است. تبريک به خواننده اي با صدايي عاشقانه و با دروني ساده و بي ريا. تبريک به دوستداران صداي آرامش و عشق و تبريک به دنياي هنر و موسيقي

نوشته شده توسط فرزیــــن در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:40 موضوع | لینک ثابت
هميشه اين گونه بوده است

نوشته شده توسط فرزیــــن در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
انگليسی: زن فقط يک چيز را پنهان نگاه میدارد آنهم چيزی است که نمیداند
هلندی:وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد
استونی:از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير
فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و تربوز مشکل است.
بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود ![]()
آلمانی:
کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام میدهد.
وقتی زنی میميرد يک فتنه از دنيا کم میشود.
کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است
يونانی:
شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد
ايتاليايی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويی را ستايش کن اما زن نگير ![]()
از این ضرب المثلها معلوم می شه هلندی ها و فرانسوی ها خیلی خیلی زن ذلیلن![]()
![]()
نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت
اشكهايم
نگاه هايم
حرفهايم
و سكوتم
نه
هيچ يك اثري نداشت
همه بي اثر بود
مي رود
بدون نگاهي
و من فكر مي كنم
و به ياد مي آورم
روزي را كه گفت " من هستم،تو هم باش"
نگاهي مي كنم
من هستم
اما او............

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت
عاشق آن لحظه ام ای خوب من
با نگاه عشق بی تابم کنی
در میان بازوان عاشقت
با نوازشهای خود خوابم کنی
باز هم در خلوت آغوش خود
لحظه ای لب بر لب سردم نهی
جان دهی این خاک خشک و تشنه را
از همان یک لحظه سیرابم کنی
با نگاه مست خود مستم کنی
خرمن جان مرا آتش کنی
ناگهان جان مرا در بر کشی
تا به هُرمِ جان خود آبم کنی
دیگر از رفتن نمی گویم سخن
تا که با عشق و جنون یارم کنی
باز هم مست از شراب عاشقی
در برم گیری و بی تابم کنی
![]()
نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 ساعت 14:31 موضوع | لینک ثابت
آبي دريا ، قدغن
شوق تماشا ، قدغن
عشق دو ماهي ، قدغن
با هم و تنها ، قدغن
براي عشق تازه ،
اجازه بي اجازه...
پچ پچ و نجوا ، قدغن
رقص سايه ها ، قدغن
كشف بوسه ي بي هوا
به وقت رويا ، قدغن
براي خواب تازه ،
اجازه بي اجازه...
در اين غربت خانگي
بگو هرچي بايد بگي
غزل بگو به سادگي
بگو ، زنده باد زندگي
براي شعر تازه ،
اجازه بي اجازه...
از تو نوشتن ، قدغن
گلايه كردن ، قدغن
عطر خوش زن ، قدغن
تو قدغن ، من قدغن
براي روز تازه ،
اجازه بي اجازه

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 22:52 موضوع | لینک ثابت
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن
دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن......
نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 22:50 موضوع | لینک ثابت
برای تویی که شاید در لحظه های حضوری وجود نداری ،اما در هر تپش قلبم ریشه داری ...
برای تویی که همیشه در ذهنم ،قلبم،رگهام و ...پرسه می زنی و به خودت عادتشون دادی...
یادته ،وقتی مرغای عشقو می دیدیم ،بهم نگاه می کردیم و عمق عشقو در چشمای همدیگه
بیشتر می کردیم ...
همیشه می ترسیدم بری و منو تنها بذاری ...و بالاخره این ترس به واقعیت پیوست...
تو رفتی و من در خودم مرگ را دیدم ،برای زنده ماندنم همان نگاهت بس بود اما تو اونم
از من دریغ کردی ...
وقتی رفتی روحمو با خودت بردی ،دلمو بهم پس ندادی و رفتی و فقط برای من چشمهایمو که
همیشه به انتظارتن گذاشتی ...
با این وجود همین چشمای به انتظار نشسته ،عاشقونه به دنبالته ...
نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت
باران می بارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره می سپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید از فکر سفر بر گردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
می چکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را
با توای عاشق ترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریاست
سینهء من دشت غمهاست
یادم آید زیر باران، با تو بودم، با تو تنها
زیر باران با تو بودم، زیر باران با تو تنها
باران می بارد امشب، دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته، ره می سپارد امشب
این کلام آخرینت
برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی
از سفر اما نمی شه باور من
رفتنت را کرده باور
التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم
بلکه باران بشوید از جانم گناهم
کی رود از خاطر من
آخرین بوسه شبی در زیر باران
نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه دهم اسفند 1385 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت
به ابر گفتم عشق چيست؟باريد.
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد.
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد.
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد.
و به انسان گفتم عشق چيست؟
اشک از ديدگانش جاری شد و گفت
ديوانگيست!!!
نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت

آسمون دل من ابی نیست --------- دل من ازعاشقی خالی نیست
بی کس وتنهام ولی --------- تنهاییم عالمیست
تنهایی رنجیست عجیب ----------- اما دلم مایوس نیست
فردا از این دنیا میرم ---------- اما کسی پیشم نیست
مرده که تنها نمیشه ----------- مردن دوای تنهاییست
نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت
آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ،
تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ،
اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ،
موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ،
با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ،
فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟
نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
خدا رو میخوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو میخوام نه واسه روزهای تلخ آخرم
خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکو یا مقام
خدا رو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام





نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 15:52 موضوع | لینک ثابت