تبليغاتX
کلبـــــــــــــه عشـــــــــــــــــــق

کلبـــــــــــــه عشـــــــــــــــــــق

خسته ام من...

خسته ام من  خسته ام من         مثل مرغ بال و پر شکسته ام من

 

خسته از دست غریبه           خسته از هر آشنایم

 

خسته از جور زمانه              خسته از خلق خدایم

 

می دونم هیچکی تو دنیا همدم من نمی شه

 

آخه هیچکسی شریک غصه و غم نمی شه

 

هرچی درده هر چی غصه ست مال این قلب منه

 

چرا ای خدا یه ذره از غمم کم نمی شه؟؟

                                                

                                                                   جواد یساری...

 

 

آنکه چشمان تو رو این همه زیبا می کرد

 

کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

 

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را

 

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد...


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت


تقویم کهنه...

کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست

 

حلقه ی سبز بهار کجای گریه های ماست
 
کسی از ما نمی پرسه که کجای جاده ایم
 
بین این همه سوار چرا هنوز پیاده ایم
 
کسی نیست نشون بده نشونیه ستاره رو
 
به دل ما یاد بده تولد دوباره رو
 
تولد دوباره رو
 
تولد دوباره رو
 
تقویم کهنه رو باید ببندیم
 
بازم باید دروغکی بخندیم
 
بهار داره پا میزاره تو خونه
 
پنجره ی قلب ما کی می خونه
 
یکی باید واسه ما بهار رو معنا بکنه
 
سفره ی گمشده ی هفت سین و پیدا بکنه
 
یکی باید بیاد و بگه بهار چه رنگیه
 
بگه که تحویل سال چه لحظه ی قشنگیه
 
یکی باید بیاد و سین سکوت و بشکنه
 
رمز قد کشیدن و تو کوچه فریاد بزنه
 
تو کوچه فریاد بزنه
 
سلام خدمت دوستای گلم
 
با یه کم تاخیر سال نو رو به همتون تبریک می گم
 
امیدوارم به تموم آرزوهای قشنگتون برسید
 

مثل ماهي زنده


مثل سبزه زيبا


مثل سمنو شيرين


مثل سنبل خوشبو


مثل سيب خوش رنگ


و مثل سکه با ارزش باشيد


سال نو مبارک

 

YPPAH
WEN
RAEY


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 23:37 موضوع | لینک ثابت


دلارام...

دلارام دلم ، آرام من كو؟

درين باران غم ، پس بام من كو ؟
 
دلارام دلم كو ؟ آن نگاه كو ؟
 
برين كشتي شكسته ، ناخدا كو ؟
 
پس آن روياي ديروزي كجا رفت ؟
 
اسير باد پاييزي چرا رفت ؟
 
دلارام دلم ، دلتنگم از دل
 
كه اي دل ، پاي رفتن مانده در گل
 
براي زخم جان ، كو جان پناهي ؟
 
دلم مي سوزد و در سينه آهي
 
دلارام دلم ، آرام من كو ؟
 
درين باران غم ، پس بام من كو

  

www.hamtaraneh.com

 

 باز در كلبه ي عشق 

 عكس تو مرا ابري كرد

عكس تو خنده به لب داشت

 ولي اشك چشم مرا جاري كرد

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت


تولد وبلاگم...

سلام به دوستای گلم

ولنتاین رو به همتون تبریک میگم

بازم می خوام یه تولد بگیرم

این دفعه تولد وبلاگمه

وبلاگم امروز یا دقیق تر ۲۵/۱۱/۱۳۸۶ ۱ ساله شد

امیدوارم از مطالب وبلاگ خوشتون اومده باشه

و از همتون به خاطر نظرهایی که به من دادید ممنونم

مخصوصا" می خوام از آبجی گلم بیتا خانوم یه تشکر

ویژه داشته باشم چون اولین کسی بود که به من نظرمی داد

و تا چند وقت تموم نظرهام به اسم بیتا بود واسه همین

بود که من این کارو ادامه دادم چون می دونستم لا اقل

یه خواننده دارم (البته بماند که حالا خودش یه وبلاگ

زده و سرشم خیلی شولوغه)

به هر حال وبلاگم تولد ۱سالگیت مبارک امیدوارم ۱۰۰۰ ساله بشی

 

 

اینم اولین پست من در بهمن ۸۵

 

چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری


 نــه بــه انـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار انـتــظــاری


 غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد


 کــه دگــر بــدیـن گــرانـی نـتـوان کشیــد بــاری


 سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست


 تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری


 نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم


   منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری

 

موفق باشید

 

ولنتاین مبارک

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 22:43 موضوع | لینک ثابت


زخم دل ...

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
 
 
شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
 
 
آه باران من سرا پای وجودم آتش است
 
 
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
 
 
 
 

 

 

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است

 

ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است

 
                                                           
 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 19:46 موضوع | لینک ثابت


خداحافظ همين حالا...

خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطي که نفهمي تر شده چشمام

خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد

به ياد آسموني که منو از چشم تو ميديد

اگه گفتم خداحافظ نه اين که رفتنت ساده ست

نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اين که نبندي دل به رويا ها

بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا

خداحافظ خداحافظ

همين حالا

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 22:17 موضوع | لینک ثابت


یا حسین...

قيامت بي حسين غوغا ندارد

 

شفاعت بي حسين معنا ندارد

 

حسيني باش که در محشر نگويند

 

چرا پروندهات امضا ندارد

 

 

سالروز شهادت سومین اختر تابناک ولایت وامامت به تمامی مسلمین و شیعیان جهان تسلیت می گویم


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 14:22 موضوع | لینک ثابت


می خواهم بگذرم...

می خواهم بگذرم،
بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم
تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم
ساختم و تو خراب کردی
و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،
برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم
برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌
خودم را
که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم
چگونه پرواز را دوست داشتم
و تو را
که بالهای مرا شکستی
همچون قلبم

می خواهم بگذرم،
از تو
از عشق ویران کنندهء تو
از منی که با تو بوجود
میامد
و چه غریب بود

قلب این پرنده امروز از پیش تو پرواز خواهد کرد

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 23:10 موضوع | لینک ثابت


رفت...

رفت و منو تنها گذاشت با كوله بار خستگي
 
گم شدم و تنها شدم تو كوره راه زندگي
 
رفت و نگاهي ام نكردبه اين مسافر غريب
 
كه بعد اون چه ميكشه از اين همه درد و فريب
 
رفت و نگامو نديد كه غرق بارونو غمه
 
از اين همه درد هرچي بگم بازم كمه
 
رفت و بازم تنها شدم با خاطرات بچگيم
 
 
با يك بغل شعرو غزل كه گم شده تو زندگيم
 
رفت و كتاب عشقمو زير غبار روزگار
 
از ياد اون رفت و حالا منم اسيرو بي قرار
 
رفت و كبوتراي عشق واسش بهونه ميگيرن
 
گلاي باغ زندگيم از غم هجرش ميميرن
 
رفت و نگفت كه كي مياد نگفت بي يادم ميمونه
 

اما دل ساده من باز اونو عاشق ميدونه

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 21:14 موضوع | لینک ثابت


لالائی...

بخون برا ی من لالائی امشب


که دلگیره دلم از همه دنیا


بمون با من بخون برام دوباره

 
که خسته ام از دوباره های فردا

 
بخون لالائی که دلم گرفته

 
تو این شب سیاه غم گرفته


بخون که دیگه خسته ام از سیاهی


بخون که نفسی نمونده باقی


بزار تو حُرم آغوشت بسوزم


تو این شبای سرد بی چراغی


بخون لالائی واسم تموم شب


که تو نبض ترانه هات اسیرم


بخون لالائی امشب عاشقونه


بزار از شب قصه پر بگیرم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 23:8 موضوع | لینک ثابت


تنها...

من اگه کسی رو داشتم  

             

دیگه در به در نبودم

 

با غم و غربت و اندوه   

            

دیگه همسفر نبودم

 

اگه زخم نخورده بودم  

                

تو رو باور نمی کردم

 

توی این حصار پر درد  

             

با همه سر نمی کردم

 

کولی شب زده بودم    

             

پشت گریه صدات کردم

 

از پس آیینه اشک       

            

تا همیشه نگات کردم

 

قدر عشق معنای مرگ    

   

مسلخ پاییز و برگه

 

قصه عشق و حقیقت

 

قصه گل و تگرگه 

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 22:57 موضوع | لینک ثابت


تنهایی من ...

کسي تنهاييم را حس نکرد

 

 لحظه ي ويرانيم را حس نکرد

 

 در تمام لحظه هايم هيچ کس

 

 وسعت حيرانيم را حس نکرد

 

آنکه سامان غزلهايم از اوست

 

بي سر و سامانيم را حس نکرد

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 21:17 موضوع | لینک ثابت


می میرم...

وقتی من از تو بی خبر می مونم     می میرم 

 

وقتی به یادت تا سحر می خونم   می میرم

 

بدون تو دنیا برام زندونه         می میرم

 

یه روز کنج این زندون ویرونه  می میرم

 

می میـرم  می میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

 

من بی تو می

 

می میـرم   می میـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 22:18 موضوع | لینک ثابت


سپیده دم

سپیده دم اومد و وقت رفتن


حرفی نداریم ما برای گفتن


هرچی که بوده بین ما تموم شد


اینجا برام نیس دیگه جای موندن


من میرم از زندگی تو بیرون


یادت باشه خونمو کردی ویرون

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 22:6 موضوع | لینک ثابت


حال من...

هیچ کس اشکی برای ما نریخت


هر که با ما بود از ما می گریخت


چند روزی ست حالم دیدنیست


حال من از این و ان پرسیدنیست


گاه بر روی زمین زل می زنم


گاه بر حافظ تفا’ل میزنم


حافظ دیوانه فالم را گرفت


یک غزل امد که حالم را گرفت



ما ز یاران چشم یاری داشتیم


خود غلط بود انچه پنداشتیم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت


کنکور آزاد....

1-‌

كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2-‌
در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3-
در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.

4-‌
علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

5-
 داغ ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادی در هشت ترم

6-
كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده

7-‌
طراح سوالات كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 22:14 موضوع | لینک ثابت


این شعرو ابجی گلم واسم فرستاده اگه نخونی ضرر کردی: 

 

در ميان من و تو فاصله هاست

 

گاه مي انديشم

 

مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري

 

تو توانايي بخشش داري

 

دست هاي تو توانايي ان را دارد

 

كه مرا زندگاني بخشد

 

چشم هاي تو به من مي بخشند

 

شور . عشق. مستي

 

و توچون مصرع شعري زيبا

 

سطر برجسته اي از زندگي من هستي

 

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 16:59 موضوع | لینک ثابت


شقایق

به يادت اشک مي ريزم

تو اما برنمي گردي

 ندونستي که مي خوامت

 ندونستي و بد کردي

 وصيت مي کنم وقتي که مردم

مرا در جمع عاشقان خاکم سپاريد

 به جاي سنگ بر روي مزارم

درخت ليلي و مجنون بکاريد

 دل درد آشنا را در تو ديدم

 تو مي داني خدا را در تو ديدم

 نمدانم که بي تو کيستم من

 اگر روزي نباشي نيستم من

 تو در چشم مني هر جا که هستي

 تو را هر جا که هستي مي پرستم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 14:17 موضوع | لینک ثابت


كاش مي شد ...

كاش مي شد قلبها آباد بود

 كينه و غمها بدست باد بود

 كاش مي شد دل فراموشي نداشت

 نم نم باران هم آغوشي نداشت

 كاش مي شد كاشهاي زندگي ، پشت نقاب بندگي ، گم مي شدند

 كاش مي شد كاشها مهمان شوند

در ميان غصه ها پنهان شوند

 كاش مي شد آسمان غصه ها پنهان شود

 كاش مي شد آسمان غمگين نبود

 

 رد و پاي مرگ و كين رنگين نبود

 

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت


طعم عاشقي

قدري بمان كه بي تو چه دلگير ميشوم
دارم ميان حادثه ها پير مي شوم
 
در بي حضور چشم تو اي طعم عاشقي
از لحظه هاي زندگيم سير ميشوم
 
انگشت اتهام به سويم نشانه رفت
تنها به جرم عشق تو تحقير ميشوم
 
سرداب هاي وحشت و سلول هاي درد
بي تو اسير پنجه زنجير مي شوم
 
چون عكس يادگاري ياران زمان عمر
در زير پاي كوچه زمينگير ميشوم
 
گنجشك مينياتوري رنگيم ولي
گلخانه كوب خانه تقدير ميشوم
 
چون نور در ميانه منشور زندگي
در هفت رنگ دلهره تكثير ميشوم
 
ساحل سكوت بندر و من هم به چشم شهر
ولگرد مرد هر شبه تفسير مي شوم
 
حالا براي دفعه اخر مرا ببوس
دارم ميان حادثه ها پير ميشوم

 


 

نوشته شده توسط فرزیــــن در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 0:34 موضوع | لینک ثابت


" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="280" height="44">